چهارشنبه 31 شهریور‌ماه سال 1389 @ 20:38

عشق و .........


یک حسه

یک نیاز

یک سوال

برای ما آدما


و نمیدونم کی میرسیم به این .........


ادامه مطلب منتظرتونم




http://www.3jokes.com/images/2010/Data/Children_in_Love/Children_in_Love%20(25).jpg


دوستش داشتم

دوستم داشت

عاشقش بودم

عاشقم بود

با وجودش خوشبخت ترین مرد روی زمین بودم

با وجودم خوشبخت ترین زن روی زمین بود

زندگی عاشقانه ای داشتیم

به هم وابسته بودیم

همیشه سرشو میزاشت رو شونه هامو میگفت وقتی کنارمی احساس غرور میکنم

بهش میخندیدم و میگفتم تو هم وقتی کنارمی احساس خوشبختی میکنم

و بعد بایک بوسه تا اوج عشق و دوست داشتن پیش میرفتیم


http://aks98.com/images/sq28rdqh0f1flflf57t.jpg



همیشه اول داستانای عاشقانه این طوری پیش میره

از دوست داشتن و عاشق شدن

از وابسته بودن و خوشبخت بودن

ولی وقتی که این مسیر بیشتر و بیشتر پیش میره

دلم ادم ذره ذره آب میشه و از بین میره


http://www.free-picture-host.com/images/fLR4rZ1272089639.jpg


نمیدونم چرا دنیا این جوریه


دیگه خسته شدم

از جدایی ها و نرسیدن ها

از داستان های تلخ و شیرین ها

از فرهاد و خسرو و لیلی و مجنون

کلا از هر چی عاشقی روی زمین خسته شدم

از گریه ها و نا امیدی های آدما خسته شدم

از اینکه میگن عاشق شدم و باختم خسته شدم

نمیدونم کی تموم میشه

کی این همه تلخ و شیرین تموم میشه


http://t1.gstatic.com/images?q=tbn:zbxlkN8W2EqucM:http://img98.com/images/m6ysmn78ofpqv4jzfihe.jpg&t=1




ای کاش .....................


ای کاش میشد فقط

فقط

برای چند دقیقه عشق و عاشقی رو تعطیل کنیم

برای چند دقیقه به خودمون فکر نکنیم

برای چند دقیقه عاشق نشیم

برای چند دقیقه چشمامونو ببنیدم

و فقط توی دلمون بگیم خدا

هزار بار بگیم خدا

اینقدر خدا خدا کنیم تا صدای دلمون به گوش تموم دنیا برسه

اینقدر خدا خدا کنیم تا همه چیز فراموشمون بشه


 




ای کاش میشد توی این چند دقیقه فقط به اون فکر کنیم

فقط و فقط و فقط


شاید همه چیز درست میشد

شاید مشکلی در کار نبود

شاید به یک آرامش ابدی میرسدیم


شاید ..........................




ای خدا


 

نظرات (57)
نارون
چهارشنبه 31 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 20:55
وقت نکردم همه صفحات و بخونم...اما مطایبت زیبا به نظر میاد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون از لطفت
خانوم کوچولو
چهارشنبه 31 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 21:11
خیلی قشنگ بود.
حرف دله منم همینه به خدا.
منم خسته شدم رومیای عزیزم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
همه خسته شدیم عزیزم

ولی بازم امیدواریم

موفق باشی
نارون
چهارشنبه 31 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 21:12
رومینا جون میشه بگی کد موس رو کجا پیست کردی؟
من آخر تنظیما پیست میکنم اما نمیشه!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نییدونم عزیزم
اینم داداشیم برام درست کرده

ازش میپرسم بهت میگم
خانوم کوچولو
چهارشنبه 31 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 21:12
راستی رومینا وبلاگی از من تو لینکات هست رو پاک کن. و اگه خواستی اینو بلینک.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
باشه عزیزم
بلاک بوی
چهارشنبه 31 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 22:30
سلام خوبی ممنون جالب بود مرسی که خبرم کردی
امتیاز: 0 0
مهدی حاجیانی
چهارشنبه 31 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 22:42
اه عشق و حسرت
سخته نتونی بگی عاشقتم و سخت تر این که اونم به چشم یه ادم معمولی بهت نگاه کنه
هیچ حسابی روت وا نکنه و این که از چشات هم نخونه
امتیاز: 0 0
دلنویس...
چهارشنبه 31 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 23:43
سلام عزیزم مرسی خبرم کردی
با همه ی چیزایی نوشتی موافقم
منم فقط خدارو دارم و از همه چی خستم
امتیاز: 0 0
نارون
چهارشنبه 31 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 23:55
من و حوصله؟ نه بابا
من فقط میام که جای واسه حرف زدن داشته باشم...
اومدم وبت و زیرو رو کنم!
امتیاز: 0 0
مقداد
پنج‌شنبه 1 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 01:10
سلام
خوشحالم که اومدی
ما در طول روز به همه چی فکر میکنیم، دغدغه همه چیزو داریم ولی از خیلی چیزا غافلیم و ناشکری میکنیم. از خدا غافلیم..
بازم مثل همیشه عالی نوشتی، قشنگ بود..
امتیاز: 0 0
تینا
پنج‌شنبه 1 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 02:40
سلام رمینا جونم
خیلی قشنگ بود
خیلی خیلی زیاد
ممنون از اینکه منو خبر کردی و این باعث شدی آپ زیباتو بخونم عزیزم
امتیاز: 0 0
نیلوفر
پنج‌شنبه 1 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 11:19
همش حرف دل بود
کاش می شد تموم بشه این همه دورنگی
کاش می شد تموم بشه این همه عشق ها توی هوای گرگ ومیش
امتیاز: 0 0
بهنام اخوت
پنج‌شنبه 1 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 12:20
قبول دارم... یه حسه!
رومینای عزیز سلام؛
ببخشید چند وقتی درگیر کار و این حرفا بودم نشد بهت سر بزنم. به هر حال خوشحالم تو هم بالاخره آپیدی. راستی چه خبرا؟!
امتیاز: 0 0
کامی
پنج‌شنبه 1 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 17:54
سلام
ترکوندی بابا
ببخشید این دختره که عکسش این پایینه همونیه که اون بالا داره به اون پسره بوس میده
چه زود بزرگ شد
دلم تنگ شده واست نگی کامی هست من بهش سر بزنم
مرسی زیبا بود
یه جا گفتی من خوشبخت ترین مرد رو زمینم
تا حالا فکر میکردم تو دختری
امتیاز: 0 0
معین
پنج‌شنبه 1 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 19:09

یا رب زهوای نفس دورم گردان

با همت باز و سعی مورم گردان

در کوی وصال تا مرا باز دهند

با سوز غمت غرقه ی شورم گردان
مرسی که سر زدین من آپم سر بزن

امتیاز: 0 0
نیما
پنج‌شنبه 1 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 21:07
در زمین عشقی نیست که زمینت نزند آسمان را دریاب
ممنون سر زدی
امتیاز: 0 0
Ara
پنج‌شنبه 1 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 23:45
سلام رومینا

جی میلت باز شد ؟

بگذریم .

خدا . خدا . خدا ، میدونم هرچی بگم هیچ اثری نداره . میدونم الان میگی برو بابا تو هم همش اینطوری نظر میدی ولی خوب توهم همش از خدات میگی منم مجبورم این حسمو نسبت به خدا اینجا بگم .

فعلا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام

آره جوابتو دادم تو هم یک نگاهی بهش بنداز

نه نظرت همیشه برام محترمه
همیشه برام مهمه

آرا همه چیز درست میشه
همه چیز داداشی مهربونم

ممنونم عزیزم
MEHRAN1988-خانه دوست کجاست؟
جمعه 2 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 00:32
همه می پرسند:

چیست در زمزمه ی مبهم آب؟

چیست در همهمه ی دلکش برگ؟

چیست در بازی آن ابر سپید،

روی این آبی آرام بلند،

که تو را می برد اینگونه به ژرفای خیال؟
امتیاز: 0 0
کمال
جمعه 2 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 12:54
سلام رومینا خانم
مدت مدیدیست که ازتون خبری ندارم
وقت کردی یه سری هم به ما بزن
البته سر که زدی ولی معلومه فقط یه چی کپی کردی و رفتی
بشنو از نی چون حکایت می کند
از جدایی ها شکایت می کند

این شعر مولانارو فقط می تونم بگم در جواب این پستت
امتیاز: 0 0
کامی
جمعه 2 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 13:59
منم عزم رو جزم کردم که سنگ ریزهای دمه درمون رو جمع کنم ولی هر چی میکردم کوه پیدا نمی کنم
تکیه ای از پستم که واسه نظر گذاشتم رو از تو یاد گرفتم
خواهر رومی از برادی مثل من خسته شدی آخه کم سر میزنی
بیا دلتنگه کرکتراتم
یا حق
امتیاز: 0 0
پسر شرقی
شنبه 3 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 15:01
سلام
ببخشید دیر اومدم
مشغول بودم
دلتنگ بودم
آزرده شدم
اومدم
امتیاز: 0 0
رضا مشیری
شنبه 3 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 17:17
سلام
برای اولین بار به وبتون سر زدم
وقتی دیدم نوشتی : یک دختر آریایی
یاد این شعر نوی شفیعی کدکنی افتادم :

طفلی به نام شادی دیریست گم شده ست
با چشمهای روشن براق
با گیسویی بلند به بالای آرزو
هر کس از او نشانی دارد
ما را کند خبر
این هم نشان ما
یک سو خلیج فارس
سوی دگر خزر

موفق باشی عزیز
امتیاز: 0 0
بهاره
یکشنبه 4 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 10:39
در پی آن نگاه های بلند
حسرتی ماند و
آه های بلند . . . .

آپم [گل]
امتیاز: 0 0
کلاریس
یکشنبه 4 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 16:25
سلام الینا جونم دوس داشتی بیا وب گروهی عضوشو گلم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خوشکلم من رومینا هستم نه الینا

فدات
کامی
یکشنبه 4 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 23:08
سلام خواهری
بیا بازم آپ کردم
خودم عاشقه این آپم
بیا نظر بزاری که برام مهمه
فدات
امتیاز: 0 0
آزادی
یکشنبه 4 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 23:15
وبلاگ جالبی داری
به من هم سر بزنی خوشحال میشم
امتیاز: 0 0
بهنام اخوت
دوشنبه 5 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 13:03
آبجی رومینا چه‌طوره؟ کم پیدا؟ دلمان برایتان ترک برداشت. و الان هم دارد از دوریتان می‌شکند...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ابرام خان بلوچ دریچه ای برای جنجالی
دوشنبه 5 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 23:23
امتیاز: 0 0
کامی
سه‌شنبه 6 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 14:08
سلام
خوش نیومد
خواهر میدونم یه دختر موقعی که شوهر کنه رن میشه ولی نمیدونم یه پسر کی مرده میشه وقتی خدمت رفت یا زن برد
حالا من اون پسر یا مردی که گفتی نیستم
به زرسه قاطع (نمیدونم دست نوشتم)میگم من اون پسر یا مد نیستم
یه رازی تو این پستم هست کاش میشد بهت بگم
دوست دارم
خواهری
یا حق
امتیاز: 0 0
نی لبک
سه‌شنبه 6 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 14:21
رومینا مثل همیشه نوشته هات ادمو به فکر میبره کلی دوست دارم بخونم اینجا رو مثل قدیم . وای که اینا همش از ته دلت بود ادم می فهمه ... کاش واقعا ،،، ایییی خدااااا
نویدم ، داداش کوجیکت ، دوباره می خوام بنویسم ، قول دادم بهت بگم ادرس جدیو :)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نوید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


بهنام اخوت
چهارشنبه 7 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 13:22
مخلص رومی عزیز؛
می‌گم تو هم مثل منی‌ها، هر صد و پنجاه سال یک‌بار آپ می‌کنی!!!
امتیاز: 0 0
حسین
پنج‌شنبه 8 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 08:41
سلام
لینکت کردم ولی اسمتو چی بزارم؟ (فارسی)
راستی نظرت رو در مورد سوالهایی که پرسیدم بگو.
منتظرتم.
در پناه خدا موقث باشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
همین چیزی که الان گذاشتی خیلی خوبه
ولی چون اسرار داری فارسی باشه بزار عشق مشکی

راستی من سوالی ندیدم که بهت جواب بدم

موفق باشی
avare
پنج‌شنبه 8 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 08:59
سلام

خوبی رومینو
بدی

خوبی بابا



مرسی خوب بود
تو تنهایی گذاشتمش
امتیاز: 0 0
اجادسا
پنج‌شنبه 8 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 11:48
سلام خوبی آبجب گلم چه آپ توپی بود کلی خوشم اومد
ببخش داداشت یه مقدار بی معرفت شده
تولد مونا بود گفتم میای منتظرت بود

شاد و سبز باشی همیشه
امتیاز: 0 0
سارا
پنج‌شنبه 8 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 17:15
خیلی خیلی قشنگ بود. منم مدتیه که دلم می خواد فقط به خدا فکر کنم. بای
امتیاز: 0 0
آزادی
پنج‌شنبه 8 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 19:51
سلام
من لینکت کردم البته با اجازه خوشحال میشم تو هم لینکم کنی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
لینک شدی عزیزم
magnolia
جمعه 9 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 16:52
عالی بود.
فکر کنم حرف دل همه ما انسان های عاشق بود. عشق و عاشقی زیباست ولی ادامه دادنش واقعا سخته و اگر خدایی نبود نمیشد عشق ادامه پیدا کنه چون عشق و محبت ما انسان ها از خداوند سرچشمه میگیره
مرسی بابت مطالب زیبات رومینا جون
امتیاز: 0 0
آله ریزه
جمعه 9 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 17:31
قشنگ نوشته بودی .. واقعا کی میشه این عشقهای تو خالی و الکی دست از سر ... برداره!!
به اید یه عشقه ابدی!! و آسمونی!!

.
.
سلام...
امتیاز: 0 0
آله ریزه
جمعه 9 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 17:32
چه عکسهای نازی داشت این پستت!
امتیاز: 0 0
mahtab
یکشنبه 11 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 10:06
salam aji khoshgelam...delam barat ye zare shode...in postet vaghean aali bud...ashkamo dar avordi dokhtar...kheyli duset daram romina...baram 2aa kon
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام مهتاب جونم
سلام عزیزه دلم
میدونی چند وقته منتظر ایمیل یا کامنتت بودم
منم دلم برات یک ذره شده مهتاب جونی

ممنون از این همه لطفت

موفق باشی عزیزم
تو هم برام دعا کن بهترین دوست و خواهر دنیا

دوستت دارم
کامی
یکشنبه 11 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 10:51
سلام چاکر خواهر تو کلاس سیستم عامل ام
استاد گفت امروز راحت باشین منم تو کلاس آن گفتم بهت ی نظری بدم
پیش ما بیا
امتیاز: 0 0
Ara
یکشنبه 11 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 20:58
سلام

خوبی ؟

نامه ت رو خوندم . حتما جوابش رو میدم .
امتیاز: 0 0
سهیلا
سه‌شنبه 13 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 00:24
سلام دوست خوبم چه زیبا گفتی واقعا که ما اصل رو از یاد بردیم
خوشحال میشم بیای من آپپپپپپپپپپپپم
امتیاز: 0 0
بهنام اخوت
پنج‌شنبه 15 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 16:46
رومینا... رومینا... رومینا...
کجایی پس این‌قدر صدات می‌زنم؟!
امتیاز: 0 0
هیزم
جمعه 16 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 00:12
سلام
وبلاگ خوبی داری....
(از اینکه میگن عاشق شدم و باختم خسته شدم )
من جزو این دسته ام....

اما الان می سعیم که ...
(برای چند دقیقه چشمامونو ببنیدم و فقط توی دلمون بگیم خدا )


به وب ما هم سری بزن
این پست رو بخون همون حرفاست!!
http://hizom.mihanblog.com/post/7


یا علی
امتیاز: 0 0
ابرام خان بلوچ دریچه ای برای جنجالی
جمعه 16 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 00:14
سلام دوست عزیزم.
امیدوارم حالت خوب باشه.
فکرکنم بلوچچچچچچچچچچچچچوووووووو
فراموش کردییییییییییییییییییییییییییییییییی
امتیاز: 0 0
کامی
شنبه 17 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 21:38
سامولی ابجی
خرابتم
این وار بیا دلمون تنگید واست
راستی ابجی چادرت افتاد بزار سرت نومحرم میبینی
خوش ندزم
بیبین ابجی سرتو میندازی پایین میری برمیگردی
چشات باس کفه آسفالت باشه
نبینم سرتو بالا کردی این ور و اون ور رو دید زدی
پیش ما بیا آپم
امتیاز: 0 0
Ara
یکشنبه 18 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 00:31
سلام

مطلب جدید ننوشتی چرا؟ بنویس دیگه

وای یادم رفته بود . فردا قول میدم جواب نامه ت رو بدم .
امتیاز: 0 0
مجله موفقیت
یکشنبه 18 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 14:27
مدیریت محترم وبلاگ
سلام
به اطلاع می رسانیم سومین جلسه "مجله موفقیت" با وبلاگ نویسان در روز یکشنبه 25/7/1389 از ساعت 16الی18 بعد از ظهربرگزار می گردد.
در صورت تمایل به شرکت در این جلسه و اطلاع از مکان برگزاری حداکثر تا تاریخ 21/7/1389 با شماره
تلفنهای9-22861807 خانم سرخان زاده تماس گرفته و حضور خود را قطعی فرمائید .

تیم موفقیت ایران
امتیاز: 0 0
آزادی
یکشنبه 18 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 22:49
سلام

حال شما؟

من آپم قدم بر چشمان ما بذار[قلب]
امتیاز: 0 0
بهنام اخوت
دوشنبه 19 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 12:29
رومینا جان آپیدم...
امتیاز: 0 0
( تعداد کل: 57 )
   1       2    >>
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد