X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
سه‌شنبه 15 تیر‌ماه سال 1389 @ 11:43

منتظر تولدی دوباره


Untitled



ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد
که امشب با ناله ای بغض آلود
بر دیار این دل خسته
اشک می ریزد

صدای موج های دریا به گوش جنگل و بیابان میرسد

موج های خروشان

موج هایی با مشت های سنگین و آتشین

برای اعتراض

برای شکایت

به دنیا

به خدا

به ادما

آره اون منتظر تولدی دوباره است

تولدی برای پاک شدن و سفید شدن دنیا

موج ناراحته

دریا نا آرومه

ساحل غمگین

ولی انسان ها بی خیال 


خوشحالم که دوباره برگشتم پیشتون 

پیشه کسایی که نسبت به خداشون

به دنیاشون

به زندگیشون

به رویاهاشون

امیدوارن

برگشتم پیشه کسایی که از جنس فرشته و رنگ و بوی خدا هستن. 

پس سلام به فرشته های زمینی خدا.


                                      یک دوست به اسم رومینا


deborah.mihanblog.com


نظرات (18)
Nazi
سه‌شنبه 15 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 17:24
سلام دوست من

وبلاگ زیبایی داری . به منم سر بزن

http://nazishop.mihanblog.com
امتیاز: 0 0
MEHRAN1988-خانه دوست کجاست؟
چهارشنبه 16 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 22:23
من مطمئنم این تولد میرسه از راه..
این از جنس تولدیه که من مدتهاست منتظرشم...
تولد محبت از قلب انسانهایی که دوستشان دارم...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
همه مطمئنیم
همه میدونیم
ولی نسبت بهش بی خیالیم
مهدی
پنج‌شنبه 17 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 03:03
سلام دوست عزیز مرسی از نظرت مشکلات خیلی زیاده امیدوارم دیگه کسی مثل من نشه تنهایی یکی از این مشکلات ۱۸ ساله منه
یه جوری میگید ۱۸ سال انگار که همش تو چند لحظه گذشته
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اگر مشکلات زیاد نباشه جای تعجب داره
باید مشکلات زیاد باشه
باید همه امتحان بشیم
این دنیا دنیای آزمایشه
اگر قرار باشه بدون مشکل باشیم و زندگی راحت و بدون دغدغه داشته باشیم و زندگیمون پستی و بلندی نداشته باشه پس برای چی به دنیا اومدیم؟؟؟؟؟؟؟
اومدیم این دنیا تا با همین مشکلات به خدا ثابت کنیم که لیاقت بندگیشو داریم قبول نداری ؟؟؟؟؟؟؟
برای دومین بار میگم هیچکس تنها نیست
هیچ ادمی روی این زمین خاکی تنها نیست تو خودت دوست داری خودت تنها ببینی
18 سالم چیزی نیست هنوز اول راهی برادر من
کو تا به جاهای حساس زندگیت برسی و حسرت همین سن و سالت بخوری
بازم ممنونم
اجادسا
پنج‌شنبه 17 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 09:25
سلام رومینای داداش
خوبی
نمی دونی چقدر خوشحالم وقتی دیدم نظر دادی بغظم ترکید
خوبی خوشی کلی منتظرت بودم
تولدت مبارک چون تو واقعا یه تولد دوباره داشتی

نمی تونم بیشتر از این حرف بزنم دوست دارم بیشتر آپ کنی دلم برای نوشته هات تنگ شده

شاد و سبز باشی دیشب داشتم عکست و نگاه می کردم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام به روی ماهت داداش مهربون خودم
دلم برات یک ذره شده بود
ممنون از لطف و مهربونیت
آره یک تولد دوباره است نه تنها برای من برای همه ی شماها

خیلی خوب و پاکی

منتظرتم
سارا
پنج‌شنبه 17 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 09:42
قاصدک ...
شعر مرا از بر کن
بنشین روی نسیمی
که ز احساس برون می آید
برو آن گوشه باغ
سمت آن نرگس مست
که ز تنهایی خود دلتنگ است
و بخوان در گوشش
و بگو باور کن
یک نفر یاد تو را
دمی از دل نبرد ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
قاصدک از بر است
شعر و سرود جاودانی را
او یاور نرگش است
پیام اور حق و خدا را

موفق باشی عزیزم
کامی
جمعه 18 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 13:24
سلام بر رومی نای خوم چه طوری دختر خیلی خوشحال شدم که اسمتون رو دیدم
خدا رو شکر که خوبی امید دارم که خوبتر هم میشی تو میتونی دنیا رو همون جور که میخوای درست کنی
به امید روزی که بگی دنیا بهتر از این نمیشه
منم خدمتم تموم شد
2 ماه دیگه میرم مشهد کارت پایان خدمتم رو بگیرم
بازم به من سر بزن خیلی خوشحال میشم وقتی اسمتو میبینم
یا حق دختر آریایی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام کامی عزیز
منم خوشحال شدم دوباره پیشه شماها برگشتم
خوش به حالت سربازیتم پس داره کم کم تموم میشه
ممنونم داداشی
موفق باشی
مهدی حاجیانی
جمعه 18 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 22:01
سلام دوست عزیز هرگز نمیبخشمت اگه دیگه نیای و نظر ندی یا بیای و ادرست رو ننویسی
جاویدان هم منظوری نداشت فقط میخواست شوخی کنه به هر حال ببخشید اگخ ناراحت شدید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نه ناراحت نیستم
منم خواستم شوخی کنم

میام
سر میزنم
رفیقه نیمه راه نیستم
موفق باشی
جاویدان
جمعه 18 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 23:39

نه چنان گناهکارم که به دشمنم سپاری

تو به دست خویش فرما اگرم کنی عذابی!

..

رومینا خانوم.. من معذرت میخوام!
هیچ قصد و غرضی از حرفم نداشتم..

خیلی خیلی از شما معذرت میخوام که حرفم ناراحتت کرد.

منو ببخش..

اگر هم نمیبخشی که این وسط آقا مهدی چه گناهی کرده که به وبلاگه اون سر نمیزنی یا نمیخوای از خودت نشونه ای براش بزاری!؟

شماها روند قبلی تون رو طی کنین. شما به اون سر بزن. اونم به شما سر میزنه.. من میرم! :(

باز هم ببخشید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بابا شما شوخی کردی منم به جاش با دوتاییتون شوخی کردم
بی خیال موضوع اینقدر ها هم که فکر میکنی جدی نیست

امیدوارم موفق و سربلند باشین
ولی آشنایی جالبی داشتیم

موفق باشی
جاویدان
جمعه 18 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 23:50
به شب نشینی زندانیان برم حسرت

که نقل مجلسشان دانه های زنجیر است
امتیاز: 0 0
محمد
شنبه 19 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 00:53
سلام اباجی
خیلی خوشحالم دیدمت اومدم پیشت با یه عالمه حرف حساب و نا حساب خواستم زبون به گلایه باز کنم دیدم تازه از راه رسیدی گفتم چیزی نگم دیدم دل خودم اروم نمیگیره همین شد که شروع به خوندن وبلاگت کردم این اولین یاداشتیه که بعد از این غیبت طولانی ازت می خونم و چه جالبو پرمفهوم بود عنوان انتخابیت
تولدی دوباره
این نیاز همیشگی ماباید باشه هر از چند گاهی باید یه بار دیگه متولد بشیم !!!!! به خودمون بیایم
من این تعبیر تورو قبول ندارم موج خروشانه دریا نا ارومه ولی نه برا اعتراض اسمون میباره ولی نه از عصه همه انتظار میکشن انتظار برا یه اتفاق خوب یه تولد همه ارامششونو از دست دادن دست به دعا شدن تا این تولد بهترین تولد در زمان خودش باشه کسی به خدا اعتراض نمی کنه همه شادن برا این تولد هر کس به شکلی به نحوی این ینی زندگی
به قول سهراب چشمهارا باید شست جور دیگر باید دید !!!!!
حرف اخر باید بگم مثل کوهها باش، زخمی اما سربلند !!!!
با اومدن دوبارت جان تازه گرفتیم پیش ما بمون و ...
بهم سر بزن که خیلی دلتنگ قدمهای پرمهرت هستم
در پناه حق
به امید دیدار
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منم سلام
خوبین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ممنونم از این همه تعریف

درست میگین شاید من خیلی به دنیام بد بینم ولی خوب فکر میکنم ادما هم یک کم بی خیال شدن
مهرداد
شنبه 19 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 13:16
سلام بر رومینای عزیز
خوبی
مدتی بود خبری ازت نبود تا اینکه برادرت خبر خوبی بهم داد
هر موقع حال داشتی و وقتش رو داشتی برام تعریف کن
خوشحال میشم
یاعلی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام آقا مهرداد مشتاق نوشته هاتون
چه عجب افتخار دادین

من همیشه هم فرصت دارم هم حوصله
منتظرتونم
به امید دیدار
زهرا
شنبه 19 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 20:47
لینک شدی عزیزم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم منم لینکت میکنم
سونیا
شنبه 19 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 20:52
به رویاهام امیدوارم ولی به دنیا نه...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
پس امیدوارم رویاهات به واقعیت بپیونده و دنیات شیرین بشه
معین
شنبه 19 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 21:12
سلام خسته نباشین وبلاگ زیبا وپرباری دارین مرسی که به من سر زدین . لینک شدین
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم
منم لینکت میکنم
حامد
دوشنبه 21 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 18:23
درود
خیلی از برگشتنتون(تولد دوباره) خوشحالم !
خیلی سخت بود که هر بار که به اینجا سر می زدم ،شما نبودی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام ممنوم از لطفتون
چرا آدرس وبلاگت ندادی ؟؟؟؟؟
دوشنبه 21 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 19:57
یادم رفت ! شاید از خوشحالی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم
۳۰۱۰۴۰
چهارشنبه 23 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 15:35
مگه تهران بارون می آد؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نمیدونم
ناامید
چهارشنبه 23 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 19:00
ای کاش میفهمیدن در دل من چه میگذرد.
ای کاش میشنیدن فریاد لب بسته منو
ای کاش.............
امتیاز: 0 0
پاسخ:
او فهمیده است راز دل بزرگت را
او شینده است فریاد بلند لب بسته ات را
او ای کاش های زندگیت را از بر است
اون مهربان است و میبیند
میشنود و میفهمد
راز دل تورا
مرا
او را

او منتظر است
منتظر دستهایمان
ایمانمان
احساسمان
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد